چی چی ایسم؟

خواهر زادم میگه خاله بیا، یه لحظه بیا دم پنجره.  بعد در حالیکه به آسمونِ دور اشاره می کنه میگه نگاه کن. اون ته تهای آسمونو نگاه کن. انگار داره گرد میشه. میبینی؟ از اون جا معلومه که زمین گرده. اینو به بابامم گفتم. حالا رنگین کمون که بشه گردی آسمون بیشتر معلوم میشه.  برای همینه که رنگین کمون گرده. مگه نه؟ خندم میگیره. انگار این بیماری ژنتیکیه. فکر کنم همسن و سالای اون بودم. یادمه مساله ی گردی زمین کاملا ذهنم رو مشغول کرده بود.  گاهی می رفتم سر کوچه و از اون جا به ته کوچه نگاه می کردم و به زور خودم رو قانع می کردم که ته کوچه یکم انحنا داره. یه روز هم یه مورچه رو برداشتم گذاشتم رو توپ والیبال و بعد  با چسبوندن نوک انگشت اشاره و شستم یه حلقه روی توپ دور مورچه درست کردم و به این نتیجه رسیدم که چون مورچه چشماش کوچولوعه فراتر از این حلقه رو نمی بینه، برای همینه که به نظرش سطح توپ صاف میاد. این اولین المان کروی ای بود که من در زندگیم گرفتم. فقط اون موقع نمی دونستم اسم این کار المان گیریه. مثل اینکه تا چند وقت پیش من می دونستم ندانم گرا هستم ولی نمی دونستم Agnosticism  هم وجود داره. یا بعضی اوقات مادرم حرفایی می زنه که اگه اسم گذاری درستش رو بلد باشه می تونه یه ساعت تو یه مجلس روشنفکرانه بره بالا منبر و فخر بفروشه.

/ 4 نظر / 7 بازدید
بروبا

عجب بچه باهوش متفکری بودی من بچه بودم میگفتم نه خیرم هیچم گرد نیست اگر گرد بود می افتادیم پائین! :)

سنجاقک

اونوقت من بزرگترین سوال علمی زندگیم از همون بچگی تا الان این بوده که ماه چرا دنبال ما راه افتاده !!

آق میتی

شومام مخی بودی واسه خودتون ها !!! ما کوچیکی دوتا مسئله ی مهم داشتیم .یکیش این بود که وقتی اون شعر "یه توپ دارم قلقلیه..." رو واسمون میخوندن، توی اون توپ لاکردار چی هست که اونو میزنیم زمین هوا میره ،اما مثلا اِسمال رو از رو دیفال مینداختیم زِمین ،چـــی ؟ هوا نمیره؟ چندتا توپ رو هم همینچور نویِ نو زدیم با چاقو جِرُ واجِر کردیم اما هیچی توش نبود لاکردار! پس به این نتیجه رسیدیم که هرچی توش هیچ چی نباشه ،چی ؟ بزنیم زمین هوا میره .عینهو آرزوهای صدتا یه غازمون که توش هیچ چی نبود. مسئله ی دویم هم این آدمها بودن که بیرون که بودن گُنده بودن ،همچین که میرفتن تو تیلیفیزیون کوچیک میشدن. اونم بضرب 4تا پیش گوشتی مشخص شد و داخل تیلیفیزیون رو که دیدیم ،متوجه شدیم که خب اون تو جا نیس که !!! یعنی آدمها واسه اینکه برن توی تیلیفیزیون مجبورن که یُخده کوچیک بشن .فقط موندش که اینا از کجا میان میرن اون تو که ما خَوَردار نمیشیم که هنوزم این مسئله مونده واسمون.ننه مون میگه از راه هَبــا !! نمیدونیم این هَبـــای لامصب چی توش داره که هرچی مسئله ی علمی داریم به اون برخورد میکونه !اون از توپش ، اینم از تیلیفیزیونش !