صد دانه یاقوت

خواهرم پشت تلفن تعریف می کرد که با خواهر زادم نشسته بوده و انار دون می کردند. بعد خواهرم برگشته به خواهر زادم گفته نگاه کن خدا چی آفریده. چقدر قشنگ و منظم این دونه های انار رو کنار هم چیده. خواهر زادم هم گفته خدا قشنگی می آفرینه ها ولی سختی هم می گذاره. مثلا اگر این انارا رو این همه محکم کنار هم نچیده بود ما الان راحت بودیم. کلا زندگی همش سختی داره. خواهرم می گه من زدم زیر خنده. خواهر زادم هم گفته من چرا هر چی می گم تو می خندی؟ حالا خواهرم اینو پشت تلفن تعریف می کنه، من وسط  خندم هی یه چیزی راه نفسم رو می گیره. هی با خودم میگم این بچه از الان نباید این جوری فکر کنه. خیلی زوده. خیلی زود.  

/ 7 نظر / 9 بازدید
مهدی

درود.چند پستی از وبلاگتان را خواندم.مخصوصا این پست به دلم نشست چون خواهرزاده ی شما حرفی زده که با چارچوب زندگی در این دنیا مطابقت دارد و اصولا بهشت را به بها میدهند نه به بهانه.اما در مورد پست هیس :احتمالا شما خاطرتان نیست در زمان قدیم زمانی که هنوز بحث تساوی حقوق زن و مرد مطرح نبود و اصولا اصلا کسی در باغ نبود چنین تعرض هایی آن هم در سطح جامعه کم بود.قدیم ها مردها غیرت شان بیشتر بود و ناموس که همان منظور جنس مونث مورد بحث است حتی اگر برای همسایه اشان بود برای آنها مهم و قابل احترام بود....اما الان چون مردها اکثر مردها غیرت را خورده و حیا را قی کرده اند به خود اجازه میدهند دست به چنین کودک ازاری های هم بزنند.القصه دوست عزیز در جامعه ای خدا فراموش شود و دغدغه ی مردم فقط تامین معاش آن هم از راه کلاه گذاشتن بر سر هموطن خود باشد همین میشود ولا غیر... در مورد خانم درخشنده و بحث فمنیستی که مطرح می باشد بنده نمیتوانم قضاوت کنم اما با نگاهی به کارنامه ی این کارگردان شاید بتوان برداشت هایی نمود و طبعا برداشت برای همه آزاد است! زیبا مینویسید.شاد و شادکام بمانید انشالله...

allen g

زود بودنش که زوده، اما کیه که این سختیا رو نفهمه، حالا یا چهار سالگی یا چهل سالگی، هر سنی‌ سختی‌های مقتضی خودش رو داره، فقط اون سختیها واسه یه آدم چهل ساله خنده داره.

خانوم سین

بچه نیستن که بچه های این دوره و زمونه

شاهین

سلام ، آقا قبول نیست ،همه ش یک هفته رفتم آب و هوا عوض کنم و تو اینهمه مطلب نوشتی ؟ حالا برمیگردم از سرنو بخونمشون :)

سوده

بعضي وقت ها از اين بچه ها ميترسم. از بچه هاي الان. چيزهايي ميفهمند چيزهايي ميگن كه آدم ميمانه پس كو ذهن بچه گانت؟ بايد خودمان را عيار كنيم با اين بچه ها. ياد بگيريم كه چطوري رفتار كنيم باهاشون كه اين دنياي لعنتي رو خوب تاب بيارند.