...

 لطفا اول این صفحه را بخوانید.

http://www.yasamanramezani.com/?p=384

چقدر دلم برای این زن و بچه هایش به درد اومد.  چقدر دلم برای همسرش به درد اومد. برای مردی که تلاش میکند، خودش را لابه لای مستی و فیلم و زن صیغه ای و مشت و لگد زدن به زن و فرزندش  فراموش کند. چقدر وحشتناک است که من میتوانستم جای این زن یا جای دخترش باشم.  چقدر وحشتناک تر است که من میتوانستم جای این مرد باشم. کجای این قصه مرد از خودش برید؟ کجای این قصه پدر این مرد از خودش بریده بود؟ کجای این قصه دخترش از خودش خواهد برید؟ چند نسل اینگونه تباه خواهند شد؟ 
محبت کردن هم آموزشی است.  ای کاش این مرد هم اندکی طعم محبت را چشیده بود. ای کاش میتوانست انقدر بزرگ باشد که محبت ندیده ، محبت کند. ای کاش پای کسان دیگری را به زندگیش باز نمیکرد. در جمع تنها زندگی کردن که سخت تر است از تنها، تنها زندگی کردن. 


مثال کر که صدا را نمی کند باور
وفا ندیده وفا را نمی کند باور

کسی که از در و دیوار پشت پا خورده ست
سلام پنجره ها را نمی کند باور

گذشت عمر عزیز و چه دیر فهمیدم
زمین نخورده عصا را نمی کند باور

علی حیدری ( پوبا )

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
علی

سلام .وقت بخیر .خوبید شما. وبلاگ جالبی دارید البته من زیاد ازش سر در نیاوردم. جالب از اینبابت که برخلاف بقیه که سعی میکنن یک ارشیو از مطالب و شعرهای مورد علاقه بسازن ،مطالبی رو از زبون خودت نوشتی! معمولا ادما تو اینترنت اون بخشی از وجودشون رو که نمیتونن بیرون به نمایش بگذارن ،رو اینجا به نمایش میگذارن. و معمولا به دنبال جلب توجه یک یا چند نفر برای برطرف کردننیاز هاشون از همه نظر! هستن. البته هستند کسانی که به خاطر کار،تحقیق،و گسترش ارتباطاتو... دیگههم میان. راستیتش متوجه نشدم شما چیی مخواید. خوشحال میشم نظرتون رو تو وبلاگم بخونم

گردو

عزیزجون خیلی خوبه که به دو طرف مسئله توجه داری. ولی باید توجه کرد حالا حالا ها ریشه اینجور عقده های شخصیتی کنده نمیشه. بنا براین انصاف نیست که زنان و کودکان اینطور در مقابل این مردهای عقده ای به پناه گذاشته بشند. جدا قوانین حمایت از زنان و کودکان درایران هیچ حرفی برای گفتن نداره. بحثی نیست که تغییر قوانین موجود کار امروز و فردا نیست. در عین حال هم نمیشه دست روی دست گذاشت و هیچ کاری نکرد. یک پیشنهاد خشنگی تو وبلاگ منجیق در مورد نیازهای منطقه قرداغ کرده. گفته ما تا اونجا که میتونیم این خواسته ها روبا نوشته های خودمون انعکاس بدیم . در مورد تاثیراتش هم توضیح داده. در اینمورد هم فکر میکنم حد اقل کاری که میشه کرد همینه و اینکه تو قوانین موجود یک راهکارهایی هرچند کوچک برای حمایت از زنان پیدا بشه و بصورتهای مختلف تبلیغ بشه.

گردو

عزیزحون اسقلال مالی خانمها شعر قشتگی هست ولی چطوری؟ بعد هم این سرکشی آقایون هیچ استقلالی سرش نمیشه و تا قانونی محکم و آنم بهمراه اجرایی محکمتر نباشه جلو این سرکشی و خودخواهی گرفته نمیشه. البته فرهنگ سازی در زمینه مراجعه به قانون که متاسفانه در همه زمینه های حقوقی در کشور وجود داره مهمتر از خود قانون هست که الان باید روش کار بشه. تازه مگر اکثر زنان ایرانی بخاطر عدم استقلال مالی هست که با شوهرشون مقابله نمیکنند. در درجه اول بخاطر آبرو داری که مجبور هستند از همه پنهانش کنند. بعد اگر بچه باشه بخاطر بچه و غشار خانواده خودی هم که دیگه قوز بالا قوزه. تا اونجا که من میدونم تو کشورهای غربی حتی با وجود قانون قوی و اجرای درست آن هنوز از پس آزار جنسی و کودک آزاری بر نیامده اند. اون داستانی که همین چند سال پیش تو اتریش پیش آمد حتما یادتون هست. در موارد جزئی تر هم کتک زدن و حتی کشتن دختر بخاطر عدم تمکین از فرهنگ خانوادگی تو خبرها زیاد میاد.

علی

سلام وقت بخیر خوبید شما. یه پیام فرستادم نمیدونم ارسال شد یا نه.چون جواب ندادید فکر کنم ارسال نشد. در مورد نظر اخر گفتم که پست گورستانی به نام نت رو خودم نوشتم و خودم هم خیلی دوستش دارم.راجع به پست اخر هم نوشتم که انسان اصولا خلق شده تا دیده بشه و تلاش برای دیده شدن نه تنها بد نیت بلکه خیلی از جاها قابل تحسین هست ولی اگر بخواد به قیمت توهین و تحقیر دیگران باشه نه.اگر شما هم اون موقعیت رو میدید فکر کنم نظرتون عوض بشه. در هر صورت خوشحالم کردید .بازم بیاید پیشم

علی

سلام.مرسی .شما خوبید. راستی وبلاگ دختر دستفروشی که تو وبلاگتون وشتید و وبلاگ هایی که باهاش مرتبط هستن رو می شناسید. مخصوصا وبلاگی که ظاهرا یه جورایی کمک جمع میکنه! فقط خواستم بگم خیلی حواستون رو جمع کنید.نویسنده این وبلاگ ها هر کسی با هر انگیزه و قصدی میتونه باشه.

گردو

عزیزجون مردهایی که زنشونو میزنند چند دسته هستند. یکسری میخوان هم به هوسرانیها و خودخواهیهای خودشون برسند و هم یک زندگی آبرودار بصورت دکور داشته باشند. بعضی از خانمها این وضعیتو تحمل میکنند و روی گند کاریهای شوهره سرپوش هم میگذارن. ولی اونها که اهل مدارا نیستن سهمشون غیز ار کتک چیزی نیست. ولی بعضی مردها بخاطر هوسبازی نیست. فقط میخوان مردسالاری خودشون تو خونه حاکم باشه. اینجا هم معمولا خانمهایی که اهل کوتاه آمدن نباشند کتک نوشجان میکنند. ما یک همسایه داشتیم از این تیپ دوم بود. خانواده مرده مذهبی سنتی بودند. ولی خانمش امروزی بود و زیر بار چادر مشکی و این چیزها نمیرفت. چند بار صدای کتک کاریشون آمد ولی ما به روی خودمون نیاوردیم. ولی یکبار که خانمه همینجور داشت زجه و فریاد میزد دیگه ما نتونستیم طاقت بیاریم. با همسرم رفتیم پایین و درشونو زدیم. وقتی دیدم درو باز نمیکنه با لگد درو واز کردم و همسرم رفت تو. مرده از خجالتش رفت تو اتاق بچه هاش و درو بست. من خانمه رو با چادر دیدم که همسرم آوردش خونه خودمون. ولی تعریف میکرد تمام لباسهاش پاره و تنش کبود بود. یک فیلم هست به اسم "هیچ" مهدی هاشمی توش بازی کرده.