سلام. سلام. همگی سلام.

داشتیم تو خوابگاه گپ می زدیم. دوستم از یکی از دوستان دوران کارشناسیش تعریف می کرد. می گفت دختره هر روز می اومد می گفت یکی ازم خواستگاری کرد. دیگه ما متعجب مونده بودیم. یه بار که دوباره یکی ازش خواستگاری کرده بود، گفتیم حالا چه جوری ازت خواستگاری کرد؟ خودش اومد گفت؟ دوستش هم گفته بود: رک و راست که نه هنوز، تو لفافه. آخه هر روز صبح وای می سه تو راهرو سر راه من که به من سلام کنه.  دیگه از فرداش این شده بود جوک گروه ما. مثلا الهه رو تو راهرو می دیدم. می گفتم وای الهه الان جواد محمودی تو سایت ازم خواستگاری کرد. اونم برمی گشت می گفت بی شعور دخترباز همین صبحی از من خواستگاری کرده بود. رو ندی بهشا. و هر هر می خندیدیم. یا اینکه هر دو تو راهرو بودیم یه بنده خدایی می اومد به هردومون سلام می کرد. تا رد می شد خنده مون می ترکید. می گفتیم: می بینی چه دوره زمونه ای شده؟ گروهی خواستگاری می کنند :)  

 پ. ن. اسامی مستعارند.

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بروبا

به نظرم توی کشور ما از بس همه چی تابو هست و از بس مرز تابو ها برای افراد مختلف متفاوته که ممکنه آدمهایی باشن که روشون نشه ارتباط برقرار کنن و هر روز به یه نفر که مایلش هستن بارها سلام کنن!! خوب حالا یه داستان کمی بی ربط کمی با ربط از این اختلافات فرهنگی و توهم زدگی بگم. چند سال پیش سوار اتوبوس بودم از این پولیا وقتی رسید به ایستگاه آخر،در عقب که خانوما هستن رو باز نکرد چون میخواست همه بیان از در جلو پیاده بشن و پول بدن،یه خانومه جلوی من داشت راه میرفت از توی کیفی که روی شونه ش بود کیف پولش رو دراورد بعد یه چیزی شبیه بلیط کنسرت از توی کیفش افتاد،منم برش داشتم گفتم خانوم ببخشید وقتی برگشت نگاه کرد تا اومدم بگم این از کیفتون افتاد گفت ببخشید آقا من از کسی شماره قبول نمیکنم! :) گفتم خانوم این شماره نیست از کیفتون افتاد! بعد حسابی خجالت کشید بیچاره! حالا معلوم نیست تقصیر اون بوده یا تقصیر اونایی بوده که هر روز بهش شماره میدادن یا تقصیر من بوده که به جای خانوم ببخشید با این از کیفتون افتاد جمله رو شروع نکردم یا تقصیر کلیشه های تربیتی ما در کودکی که هر نوع ارتباط با جنس مخالف زشته و دخترا با دخترا پسرا با پسرا!!

صاب مرده

پس من چقدر از این و اون خواستگاری کردم و خودم نمیدونستم!

Allen G

البته خوب خواستگاری داریم تا خواستگاری... نگاه خیلی مهمه. بعضی از این خواستگاری ها تیر توی تاریکیه. از اونا که حالا شد شد نشد نشد... اما خوب بعضیاش هم دلیه، بعضی هام که کلا حتی همون سلام هم نیست، چشمها مهمه. اون نگاه...

صاب مرده

بگو ما چقدر جواب مثبت شنیدیم و دوزاریمون نیوفتاده! آب در کوزه بوده و ما گرد جهان می گردیدیم!!

alllen g

خوب من هم از همون زاویه ای بهش نگاه کردم که شما داشتین نگاه میکردین، در حالت معمول فقط سلام علیکه، همین :دی

Fokomul

وای این عاااااالی بود! کلی تصویر از هزار سال پیش یادم آورد و کلی خندیدم! قصه‌ی همه‌ی دانشگاها همین بوده انگار :)

شاهین

یادش بخیر عین الله باقر زاده اگه اینجا بود لابد میگفت : امان از دست این آقای جواد محمودی ، در شهر که بودیم به ما هم نظر بد داشت ، یَک بار هم متصل به ما سلام کرد و ما فهمیدیم که منظورش چیز دیگریست ، جوابَش را ندادیم . :)

صاب مرده

راستی یعنی ما هر روز از خواهران همکار خواستگاری می کنیم؟!

مولود

هاهاها.......... چه باحال بود این خاطره

بابک

راستی اون سلامی که تو پست "خواهر زاده و روز تولد" کردم، خواستگاری نبودا