نقطه‌ی عطف

دکتر محمد خرمی تو فیزیک و برای فیزیکی ها آدم شناخته شده ای اند. بعضی ها معتقدند که ایشون باهوش ترین فیزیکدان ایران است و حیف شد که در ایران موندند. من خودم خیلی از نزدیک ایشون رو نمی شناسم. متاسفانه نه کلاس درسی با ایشون داشتم و نه همکاری علمی پژوهشی ای. ایشون یکسری مصاحبه در مجله ی رشد داشتند که تو اینترنت هم هست. به نظرم خوندن مصاحبه هاشون خالی از فایده نیست. یه جایی تو مصاحبه هاشون ازشون سوال میشه که :

 نقطه‌ی عطف زندگی شما کجا بوده است؟

و ایشون جواب می دهند که :

جای خاصی یا زمان خاصی را نمی‌توانم اسم ببرم. این‌که بدانم از زندگی‌ام چه می‌خواهم برایم مهم بوده است ولی نمی‌توانم «زمان مشخصی» را بگویم که این را فهمیده‌ام.


یه مدته دارم به این موضوع فکر می کنم که الان من دقیقا میدونم از زندگیم چی می خوام؟  من نقطه ی عطف زندگیم رو رد کردم یا نه؟ احساس می کنم  زندگی آدم بعد از این نقطه ی عطف باید آرام تر بشود. تحت کنترل تر.

/ 2 نظر / 7 بازدید
بروبا

به نظرم هر آدمی بعد از مدتی از زندگی دچار یه حالتی میشه که میخواد بدونه جریان چی بوده و کلن جریان چی هست!‍ همون شعر که میگه:از کجا آمدم و آمدنم بهر چه بود،به کجا میروم آخر ننمایی وطنم،بعضیا یه مدتی بهش فکر میکنن و بعدش یادشون میره! بعضیا میان به صورت عمومی رفتار میکنن یا میرن سراغ روشهای دینی یا عرفانی یا یه جورایی پوچی رو میپذیرن،بعضیا هم که عمومی رفتار نمیکنن میان خودشون چیزایی پیدا میکنن مثل همون پست قبلی خودت،شادی هایی که ممکنه کوچیک باشن اما روح آدم رو آروم میکنن. فیلم matrix رو اگر دیده باشی،به نظرم ذهن ما شبیه اون متریکس و مامورانش یه سیستم مانیتورینگ کنترل برای خود ما هست،به نظرم وقتی ذهن ما برای لحظه ای به یه علتی که نمیدونم چرا! حواسش پرت میشه و ضمیرناخواداگاه لحظه ای با ضمیرخوداگاه ارتباط برقرار میکنه برای ما تجربیات خاصی اتفاق می افته که میتونه عجیب و جذاب باشه و کلن شاید بتونه برامون یه جنس دیگه ای از آرامش ایجاد کنه و یه راه تازه برای آشنا شدن با خودمون باشه،منظورم اینه که هر کسی نقطه عطف زندگیش و کلن هدفش وابسته به تجربیاتش فرق میکنه.

صاب مرده

یه کتاب بهت معرفی میکنم، حتما بخونش: Peter Camenzind, اثر کوتاهی از هرمان هسه. در گرفتن جواب برای سوالت کمکت میکنه.