از تودهنی زدن های یک بچه ...

خواهر زادم پنج ساله شه. بعد برای غذا خوردن خیلی اذیت می کنه. کم خوراکه. دیروز خواهرم بعد از کلی تلاش بی نتیجه بهش گفته عیبی نداره غذا نخور، دیگه من اصرار نمی کنم. ولی بدون غذا نخوری دیگه رشد نمی کنی. قدت همینقدر می مونه. بعد بزرگ که شدی همه مسخره ات می کنند، بهت می گن کوتوله. کوتوله. خواهر زادم هم در جوابش گفته نخیرم. این طور نیست.  پس چرا وقتی من خمیرِ بازی رو نازک تر می کنم دراز تر میشه؟ هان؟ دروغ گو. دروغ گو. مامانِ دروغ گو.

پ. ن. به نظرم حرفی که خواهرم زده از لحاظ تربیتی اصلا درست نبوده.

/ 4 نظر / 7 بازدید
Allen G

عجب استدلالی... اونم از یه کودک 5 ساله...

صاب مرده

موافقم. و اصلا حوصله اینجور بچه ها رو ندارم...

چرکنویس

ما که چیزی نشدیم ولی این بچه انگاری یه چیزی میشه . :)

سنجاقک

وروجک ! خوب می گفتین اون خمیره و آدما جنسشون فرق می کنه! هرچند آدم هنگ می کنه دیگه جوابش نمیاد ! دخترم بد غذا بود !منم دیگه رهاش کردم !گفتم خواستی بخور نخواستی نخور !(خیلی مامان دل رحمی هستم من یعنی !) خلاصه که الان خودش صداش در مید که یه چیزی بده من بخورم :))