اعتماد به نفس

سکانس اول

در اتاق استاد راهنمایم نشسته ام و با هم حرف می زنیم. بهش می گویم که احساس می کنم چیزی بلد نیستم و خیلی بی سوادم. می گوید که من اعتماد به نفس ندارم و باید روی اعتماد به نفسم کار کنم.  می گویم باید نفس چیزی باشد که به آن اعتماد کرد. می خندد  و با شوخی می گوید من تا به حال فکر می می کردم که اعتماد به نفس نداری تو خود نفسش را هم زیر سوال بردی. با مهربانی ادامه می دهد که نتایج کار فوق تو از همه ی بچه های هم دوره ایت بهتر بوده، مثلا آقای ایکس که این همه ادعایش می شود فکر می کنی چه کار کرده؟ می گویم من گفتم که خودم بی سوادم، نگفتم که بقیه با سوادند؟ بقیه ام مثل من.  به نظرم نسل دانشجویی ما خیلی بی سوادند. سکوت می کند. شاید به نظرش من خیلی پر رو هستم که به راحتی در مورد بقیه اظهار نظر می کنم.

سکانس دوم

سال ها گذشته و  من در دفتر کار خودم نشستم و به موضوع اعتماد به نفس فکر می کنم. پیشنهادات روانشناسی زیادی در این مورد شده است. مثلا می گویند برای اینکه با اعتماد به نفس دیده شوید، بلند و رسا حرف بزنید، تند و با گام های بلند حرکت کنید. در هنگام حرکت سرتان را بالا نگاه دارید، صاف بایستید، اراسته لباس بپوشید، نظر خود را بگویید، راحت نه بگویید و ...

دیگر از علم روانشناسی بدم آمده که به ادم ها یاد می دهد که به خودشان و همه دروغ بگویند. یاد می دهد که یک عمر با آرامش ظاهری و آشفتگی درون زندگی بکنند. از ادم ها پوسته های تو خالی ای می سازد که با تلنگری نیمه جدی فرو می ریزند.

اگر می خواهی "در زمینه ای"  با اعتماد به نفس باشی باید ذخیره ای  قابل اتکا در آن زمینه داشته باشی. آیا کسی که در میهمانی در هر زمینه ای نظر اشتباهش را بلند و رسا ابراز می کند، با اعتماد به نفس است. آیا کسی که در زمینه ای  که نمی داند سکوت می کند بی اعتماد به نفس است.  اگر کسی به خودش مطمئن است که در زمینه ای توانایی دارد، باید در عمل حداقل بتواند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.

اعتماد به نفس خصوصیتی است که شدیدا انسان را جذب می کند. پسر ها و دختر های با اعتماد به نفس خیلی برای جنس مخالفشان جذابیت دارند. و به همین دلیل هم در دنیای امروز اگر هم "نفس" چیزی را در خودت به وجود نیاوردی حقه های روانشناسی به تو یاد می دهند که چطور خودت را سوار بر زین زندگی نشان بدهی. و از خودت تصویری نشان دهی که تو نیستی. باشد که آدم های ساده مدتی هر چند کوتاه تو را باور کنند.

ولی واقعا اعتماد به نفس چیست؟ اعتماد به نفس کاذب چیست؟

به نظر من آدمی با اعتماد به نفس است که داشته ها و نداشته های وجودی خودش و "اهمیت" هر یک را بشناسد و روی داشته هایش مانور بدهد.  اعتماد به نفس کاذب یا حقه ای است برای نشان دادن چیزی که نیست.  و یا از عدم شناخت صحیح انسان از داشته ها و نداشته های وجودیش سرچشمه می گیرد.

این شناخت صحیح چگونه به دست می آید؟ از کشف و شهود و مقایسه در یک جامعه ی آماری به اندازه ی کافی بزرگ. مثلا اگر کسی در مدرسه ی بچه های عقب مانده ی ذهنی در درس ریاضی نمره ی خوبی گرفت نمی تواند برود و در همه جا ادعا کند که ریاضیاتش خوب است. و اگر کسی از آزمون ریاضیات دانشگاه هاروارد نمره ی خوبی نگرفت نباید احساس کند که هیچ حرفی برای گفتن در ریاضیات ندارد و همیشه در این زمینه سکوت کند. 

آدمی بی اعتماد به نفس است که یا بلد نباشد نقاط قوت خودش را پیدا کند و یا اهمیت آن ها را درک نکند. و یا در نقاط قوتش، خود را با بهترین ها قیاس کند و همه را هم تراز با بهترین ها بپندارد و خودش را فردی ضعیف و در حاشیه ببیند.

خیلی سخت است که آدم بتواند در این حجم تبلیغات، ارزیابی صحیحی از بازار پیدا کند و توانایی های خودش و دیگران را به "درستی" ارزش گذاری کند. خیلی سخت است که تصاویری مستقل از تصاویری که دیگران می خواهند به تو القا کنند، برداشت کنی.  و آدمی با اعتماد به نفس است که با تقریب خوبی از عهده ی این کار بر بیاید.

 

 

 

 

/ 10 نظر / 5 بازدید
گردو

سلام عزیزجون از توصیه روانشناسی برای اعتماد بنفس صحبت کردی. اولا روانشناسی مکتبهای مختلفی داره که همه یک جور توصیه نمیکنند و نظرات متفاوته. دوم اینکه آنها مهندسی برعکس انجام میدند. یعنی بررسی میکنند آدمهای با اعتماد نفس چه رفتارهایی از خود نشان داده اند، بعد همونها رو برای دیگران توصیه میکنند. در صورتیکه داشتن اعتماد بنفس زمینه های شخصیتی خودشو لازم داره که در هر کسی پیدا نمیشه. از اینها که بگذریم، در مورد خود اعتماد بنفس نظر من عکس نظر شماست. اینکه شما بعنوان اعتماد بنفس تعریف میکنی در واقع اعتماد به تواناییهای یکنفره. هر کسی در زمینه خاصی توانایی داشته باشه که در عین حال فرصت داشته و خودشو قبلا آزمایش هم کرده باشه این اعتماد رو به خودش پیدا میکنه. ولی بنظر من اعتماد بنفس ریشه اش در توانایی پرزنته کردن آدمهاست که به حضور ذهن، حافظه قوی، خونسردی، جسارت، قدرت انطباق با محیط و بخصوص روحیه ماجراجویی آدمها بستگی داره. بستگی به محیط تربیتی آدمها هم این اعتماد بنفس آدمها رو به راههای مختلف هدایت میکنه. یکی برای رشد سریع در یک سیستم مدیریتی ازش استفاده میکنه و یکی هم در راه شارلاتانیسم و کلاهبرداری.

گردو

شاید بشه گفت یکی از دلایل جلو بودن آمریکاییها در شرایط حاضر دنیا همین اعتماد بنفس باشه. اگر در اقتصاد خرد آمریکا دقیق شده باشید حتما اثر این خصوصیت را که بیشتر از خصوصیت ماجرا جویی و عدم محافظه کاری ریشه میگیره دیده اید. بسیاری از کسانی که تو این اقتصاد وارد شده اند در واقع کلاهبردارهایی هستند که سوراخهای قانونی رو خوب بلدند. خیلی هاشون اگر به عمق کارشون بری اصلا هیچی برای ارائه ندارند. ولی خوب چون تعداد کسانیکه وارد این ماجرا میشند زیاده، خودبخود - فرض کن از هر صدتا یکی هم کارش درست باشه - کلی به رونق اقتصاد کمک میکنه. بقیه هم یک دوره کوچیکی رو پا هستند و وقتی دستشون رو شد میرن سراغ یک رشته دیگه. و همه اینها هم بخاطر اعتماد بنفس میتونند وارد این بازار بشند. وگرنه آدمهای محافطه کار از همون دور که نگاه کنند وحشت ورشون میداره.

چرکنویس

سلام بر عزیزجان و گردو که یار همیشگی این بلاگه. من فکر می کنم موضوع رو میشه بسط بیشتری داد. از یک طرف عرضه ی تجاری "اعتماد بنفس" که اگه جلوی انقلاب سری به تیتر کتابها بزنید،اگرنه اکثریت ، شمارگان زیادی از اونها رو کتابهایی خواهید دید که بزور هم که شده میخواهند شما را "خوشبخت کنند" یا "موفق کنند" یا "پولدار و ثروتمند کنند" ، در زمینه ی خانه و خانواده "هزار و یک ابزار" واهرم برای تسلط بر جنس مخالف ، تحت نام شناخت ،به شما بفروشند و... اگه حمل بر اشتباه نشه ، یکجورهایی واقعا تهاجم فرهنگی است ، اونم نه به ما بلکه به سراسر جهان . اگر حجم مدیای جهانی تحت تسلط آنها را بشمریم ، دییگه ،ساده نگریست اگه بگیم خب اونها فرهنگ خودشون رو عرضه میکنند ، ما هم میتونیم همین کار رو بکنیم.واقعیت اینه که نمیتونیم (حتی اگه چیزی واسه عرضه داشته باشیم ) در این میانه صدور اعتماد بنفس "فردی" هم یکجور کالایی کردن فرهنگ و ارائه برای فروش اون هست .

سلام بر چرکنویس عزیز تقصیر این عزیزجونه که دیربدیر مینویسه. همه مشتریهاش پریدن. عزیزجون ممنون از پاسخ مبسوط. اما من اعتماد بنفس رو مستقل از بقیه تواناییها میدونم و فکر میکنم فارغ از اینکه ما چه تاواناییهای دیگه ای داشته باشیم اعتماد بنفس میتونه بعنوان یک مهارت نقش خودشو بازی کنه. شکی نیست که اعتماد بنفس مثل بقیه تواناییهای ما میتونه با تمرین و مطالعه تقویت بشه، ولی صرفا وابسته به تواناییهای دیگه ما نیست. و برعکس، اگر ما در زمینه ای خاص دانش یا مهارت داشته باشیم حتی اگر اعتماد بنفس نداشته باشیم بعد از مدتی تمرین براحتی میتونیم اونو ارائه بدیم ولی از نظر من این اسمش اعتماد بنفس نیست.

گردو

در مورد خواننده های وبلاگت تا اونجا که من میدونم کیوان، شاهین و کاپیتان خیلی علاقمند به نوشته هات بودند ولی فکر کنم از بس آمدند و پست حیدید ندیدند نا امید شدند. البته وظیفه ای برای شما نیست که بنویسی ولی بقول اون شعر قدیمی "مزد آن برد جان برادر که کار کرد". اما در مورد اعتماد بنفس منظورم همینه که گفتی ولی نمیدونم تا چه حد میشه ازش بعنوان یک تعریف برای اعتماد بنفس اسم برد. من فکر میکنم اعتماد بنفس یک توانایی ( talent) و مهارت( skill) هست و میتونه مستقل از بقیه توانایی های فرد باشه. شاید بشه گفت یک هنر ذاتی هست. مثل شعر گفتن و نقاشی کردن.

سوسن

بیشتر آدمها اعتماد به نفس کاذب دارند. دکترها هم به جای اعتماد به نفس پررویی رو تبلیغ میکنند.

گردو

عزیز جون این خبر و بخون. به موضوع بحث مربوط میشه: http://www.radiofarda.com/content/f12_study_bullying_bosses_dominate_their_way_to_power/24816042.html به این قسمتش هم توجه کن: به نوشته شبکه خبری سی‌ان‌ان برخی دیگر از کارشناسان رفتارهای اجتماعی می‌گویند که یکی از دلایل به وجود آمدن این وضعیت این است که افراد دارای توانمندی و قابلیت‌های مثبت ضرورتا به دنبال رسیدن به مقام‌های بالا نیستند. یکی دیگر از نیازهای کسب چنین موقعیتی داشتن توانایی لازم برای برقراری ارتباط با دیگران و فراهم کردن زمینه‌های مناسب برای این است که دیگران از شما تبعیت کنند.

سلام عزیزم

سلام این وبلاگ واسه شما است خیلی جالبه من که خوشم اومد بیا یه کاری بکنیم وبلاگت را بیار توی سایت من ثبت کن تا ادرست را داشته باشم هر روز بهت سر بزنم منتظرتم

mohadese

سلام میخوای آمار بازدیدوبلاگت بره بالا؟؟ دوست داری وبلاگ خودت رو معرفی کنی؟؟؟ دوست داری تبادل لینک داشته باشی؟؟؟؟ دوست داری تبادل نظر با وبلاگ نویسان داشته باشی؟؟؟ پس به بزرگ ترین چت روم وانجمن ایرانیان بیا www.safachat.net http://safachat-net.r98.ir/Forum

رزیتا

نه اشتباه نکنید مرز بین پررویی و اعتماد به نفس رو خیلی راحت میشه فهمید آدم های پررو با اعتماد به نفس باالا 360درجه تفاوت دارند تمام دکتراها راست میگن به نظر من مشکل شما اینجاست که هنوز معنای اعتماد به نفس که پلی به سوییس خوشبختیست نشناختید اگر بخواید میتونید امتحان کنید مطمئن باش