به نظرم انیمیشن سازها از بهترین، فهمیده ترین  و نازترین مردم جهانند. و خداوند متعال را شاکرم که خود تا به این لحظه انیمیشن سازی را از نزدیک زیارت نکرده ام که گند بزند به نظرمِ فوقم و انیمیشن سازها هم بروند در لیست سیاهم.( خب می دانم تعمیم نباید داد، بگذریم ).

 از بهترین انیمیشن هایی که دیده ام انیمیشن (مکس و مری) و (هتل ترانسیلوانیا)  هستند. خوشم می آید که انیمیشن سازها چیزهای بد و تلخ را با کلی اسانس و عطر و مزه تو حلق آدم می کنند. باید داروسازهای موفقی بشوند.  آدم انیمیشن را دو ساعت می بیندِ بعد تا چهل ساعت بعدش جورچین درست می کند. خودش را می گذارد جای مری، دوستش را جای مکس. دوستش را می نشاند جای مری، ِ خودش مکس می شود.  آمریکاییها را انسان در نظر می گیرد، خودش و افغان ها می شوند دراکولا. خودش را انسان فرض می کند، آمریکاییها و افغان ها می شوند دراکولا. اصلا هر جور این جورچین را بچینی بلاخره تهش  یه تصویر بهت می دهد. بعد تهش دو به شک می مانی که بالاخره (درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی، جمعه به مکتب آورد طفل گریز ‍پای را ) یا (مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد) ؟ خوب تو این دنیا به نفعت هست که بین این جور گزاره ها  ( یا ) بگذاری و (واو) این جاها کلا جیز است.