بله هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش. البته این خاموشیم از نشانه های عرفانی قضیه نیست ها. اتفاقا الان اگر کار و زندگی امان می داد، عین بوق ممتد دیالوگ ( منولوگ؟) سر هم می کردم.  حیف.

غرض از مزاحمت. امروز یه آقایی رو دیدم از همکارها، کپی برابر اصل استاد در فیلم شب های روشن. یعنی یجورایی اگزجره شده ی خود من، یا با تقریب نسبتا خوبی خود ما ساکنین دنیای مجازی. فکری شدم یواش یواش، به تاسی از استاد، قبل از این که بالا خونم چوب حراج بخوره، اقلش سه دنگ از زمان اتلافی در دنیای مجازی رو بدم واسه بازیافت.

 چی؟ قضیه رو به شما بسط ندم؟ باشه بابا  اصلا شما همه اجتماعی، دون ژوان ، اگزجره شده ی خود بدبخت من. خوبه؟ صلوات بفرستین.