من: اگر فرزندی داشته باشی و بخواهی چند نکته ی کلیدی زندگی را بهش توصیه کنی, چه می گویی؟

خودم:

1. میانه روی. میانه روی در منطق و احساسات.  کار و زندگی. توجه به مادیات و معنویات. خود خواهی و دیگر خواهی. عطوفت و سخت گیری. سیاست و سادگی. اعتماد کردن و اعتماد نکردن. پرده دری و حیا. تابو شکنی و پیروی از سنت ها. ازادی و مقید بودن. محافظه کاری و ریسک پذیری. توجه به ظاهر و باطن. و ...

اگر از حد اعتدال بگذری احتمال شکستت بیشتر است.

2. توجه به امار.  بنا به امار اکثریت انسان هایی که معتاد به سیگار, مواد مخدر و الکل هستند از این اعتیادشان ناراضی اند و یکی از دردسرهای زندگیشان ترک این هاست. و اکثریت معتادان هنگام شروع فکر می کردنند تفننی مصرف می کنند و یک جایی به خودشان امدند که دیدن وابستگی فیزیکی دارند. پس بهتر است خودت را خیلی تافته ی جدا بافته ندانی و تفریحات دیگری در زندگی پیدا کنی. اگر می خواهی بدانی که کاری درست است یا نه یک جستجوی اماری کن ببین کسانی که ان کار را انجام می دهند (سوای حرف های دهن پرکن و ادعاهای پوشالی و ...) از زندگیشان لذت می برند یا نه.  

3. مسئولیت پذیری. ادم اگر خودش مسئولیت کارها و  انتخاب هایش را بپذیرد. وقتی مشکلی پیش امد وقت وانرژیش را نمی گذارد تا دنبال مقصر بگردد. در عوض دستش را به زانوانش می گیرد و تمام انرژیش را صرف بلند شدنش می کند.  

4. ایده الیسم ممنوع. زندگی پژوهش است. و در پژوهش اطمینان کامل وجود ندارد. فقط می توان با تکیه بر مطالعات و تجربیات درصد اطمینان را بالا برد. پس به خودن و دیگران یک ضریب خطا بده. بر اساس این ضریب خطا اشتباهات خودت و دیگران را ببخش. و از موفقیت های کوچک خودت لذت ببر.

5. سفر, مطالعه و تفکر. ادم یکبار زندگی می کند. ولی با سفر کردن و مطالعه کردن می تواند از چند نسل تجربه استفاده کند. هر چند همه ی این اطلاعات به عنوان داده های خام هستند و ادم باید با تفکر این داده ها را ادغام , تفکیک و پردازش کند. تا بتواند در زندگی خودش به کار گیرد.

6. از تنهایی خودت لذت ببر. کسی که بلد نباشد از تنهایی خودش لذت ببرد. زندگیش وابسته به زندگی دیگران می شود. این چنین ادمی اگر مجبور شود یا خودش را برده ی خواسته های دیگری می کند یا دیگری را به بردگی می کشاند.

 7. شجاعت.  قبلا در پستی اندر مضررات ترس نوشته بودم . دوباره تکرار می کنم:

"برای اینکه شنا کردن یاد بگیری، باید اول از آب نترسی. برای اینکه زندگی کردن یاد بگیری هم، باید خیلی از ترس ها ی پیرامونت رو کنار بگذاری.

ترس از امتحان کردن، ترس از اشتباه کردن، ترس از پشیمان شدن ، ترس از قضاوت شدن ، ترس از تایید نشدن ، ترس از اعتماد کردن ، ترس از عاشق شدن ، ترس از خیانت، ترس از شکست ، ترس از صفر شروع کردن، ترس از آینده، ترس از بیماری، ترس از فقر، ترس از تنهایی، ترس از مرگ ، ترس از بعد مرگ ...

لبه ی استخر ایستادن امنه ، ولی لذت شنا کردن یک چیز دیگه است."

8. همه ی این ها که گفتم بر اساس تجربه ی من است. و تجربه ی من بر اساس حرکت من در یکی از میلیاردها میلیارد مسیری که برای زندگی کردن وجود دارد, است  و وحی منزل نیست.