م: کلمات خوشبختی، لذت،  شادی، آرامش و نعمت چه چیزهایی رو به یادت میارند؟

خ:

1. گشت و گذار در طبیعت (کوهنوردی، جنگل نوردی، کویر گردی، پیاده روی )

2. سفر به شهر ها و کشورهای مختلف (برام بیشتر   تفاوت در اداب و رسوم، زندگی اجتماعی و  آثار تاریخی جالبند  )

3. کتاب خوندن (بیشتر به زبان فارسی ، رمان، تاریخ، روانشتاسی، زندگی نامه)

4. وبلاگ خوندن (همه نوع وبلاگ)

5. تماشای فیلم ( با موضوعات مختلف، خارجی و ایرانی)

6. حرف زدن با کسانی که حرف مشترک دارم

7. گاهی نوشتن برای مرتب کردن افکارم

8. نگاه کردن رفت و آمد مردم، از پنجره ی ماشین ، در مترو و ایستگاه مترو

9. نگاه کردن به رفت و آمد مورچه ها

10. دویدن روی علف های نمناک

11. رفتن به مکان هایی که ازشون خاطره دارم (خانه ی دوران کودکی، مدرسه)

12. خوردن بستنی (ترجیحا ایتالیایی)، انار، لواشک، آلوچه، نارنگی، غذاهی سنتی، پنیر، نون داغ

13. خیالبافی کردن

14. نوشیدن یک لیوان شربت آبلیموی خنک درست وقتی که از شدت تشنگی زبانت چسبیده ته حلقت

15. خوابیدن در کنار خواهر زاده ی کوچکم و سفت بقل کردن و بو کردنش (من عاشق بوی بچه هام)

16. بو ی خاک نم خورده

17. نگاه کردن آسمون پرستاره

18. راه رفتن از روی جدول کنار خیابون

19. شکلک در آوردن برای بچه ها

20. اره کردن چوب

21. چایی رو آتیش در کوه

22. بازی کردن با بچه ها و گوش کردن به حرف ها و آرزوهاشون

23. گل بازی

24. شنا کردن و آب بازی

25. سرمای صبح های پاییزی و مچاله شدن زیر پتو

26. بازی های گروهی با دوستان

27. دکلمه کردن شعر

28. دیدن خنده ی از ته دل دیگران، خصوصا بچه ها

29. دیدن زندگی خانواده های خوشبخت

30. حرف زدن با آدم با اعتماد به نفس، مطمئن و مهربون

31. حرف زدن با آدم های ساده و غیرپیچیده

32. گذاشتن پاها در آب یخ رودخونه

33. خواب عمیق بدون دیدن خواب

34. شهربازی

35. داد زدن (جیغ زدن) در کوه و جنگل

36. شستن دست و صورت و پاها در تابستان  با آب خنک

37. احساس سبکی بعد از یه دل سیر گریه به خاطر یه غم بی دلیل

38. آواز خوندن (هر جا که بشه حتی دستشویی و حمام)

39. خواندن شعرهای کودکی دست جمعی در کوه

40. این که بفهمی بودنت برای کسی مهم و مفیده

41. تمرکز داشتن و خوب کار کردن بعد از مدت ها عدم تمرکز

42. حس مرتب بودن افکار و اینکه هنوز رو خودت کنترل داری

43. احساس رضایت خاطر و قانع بودن به آنچه که هستی

44. اینکه احساس کنی در جایی هستی که باید باشی

45. مچاله شدن در آغوش کسی که دوستش داری و دوستت داره و رایحه ی مو و پوست تمییز و شامپو

46. خریدن کاغذ کادو

47. پرسه زدن لابه لای کناب های یک کتابخونه یا کتاب فروشی

48. میوه چیدن از درخت و نشسته خوردن

49. حس تمام شدن یک کار سخت و کسل کننده، امتحان

50. دیدن چند باره ی کارتون خانواده ی دکتر ارنست

51. دیدن چند باره ی صحنه هایی از یک فیلم که دوست داری

52. پیاده روی تو یک هوای لطف، مرطوب و خنک. هوایی که مثل حریر زیر انگشتات لمسش کنی

53. تعریف خاطرات گذشته با دوستان و خندیدن و ...

54. دیدن عکس های قدیمی

55. بیدار شدن از خواب بدون سر درد بعد از یک سر درد طولانی

56. حس انتقال گرمای یک لیوان چای گرم به دستان خشکیده از سرما

57. یک ایمیل، اس ام اس روحیه دهنده درست وقتی که داغونی

58. رفتن به سوپر مارکت و خرید خوراکی های جدید

59. شمع روشن کردن سر میز شام، کلیسا ...

60. خریدن فال حافظ از یه بچه

61. از شدت خستگی بدنی سرت به متکا نرسیده خوابت ببره

62. کرم زدن به دست ها بعد از حمام و  تا چند دقیقه بو کردن رایحه ی خوش دست ها

63. خوابیدن روی ملافه هایی که بوی تمییزی می دهند

64. رفتن روی وزنه و دیدن کم شدن وزن

65. فهمیدن یه نکته ی علمی جالب هر چند کوچک

66. تمام کردن اکثر کارهایی که برنامه ریزی کرده بودی

67. درک درستی از جایگاه خودت پیدا کنی. این یعنی دانستن خوبی ها و کاستی هات هر دو.

68. شوت کردن سنگی که هنگام پیاده روی جلوی پات قرار داره.

69. خوشبختی یعنی اینکه بدونی چی از زندگیت می خوای. ثانیا حواست به خوشبختی های کوچیک باشه که در حسرت خوشبختی های بزرگ نابود نشند.

 

"ای خدای  خیال های من ممنون که هنوز لذت بردن از زندگی یادم نرفته. هتوز گاهی سیب رو موقع گاز زدن و  دستانم رو موقع کرم زدن بو می کنم. "