بیشترین تلاش دانشمندان در علوم مختلف در جهت کمی ( تشدید روی م ) کردن کمیت های مختلف است . مثلا حالت های مختلف مواد ، جامد ، مایع، گاز را با محاسبه ی سرعت مولکول های اجسام میتوان از یکدیگر تمیز داد . یا فاصله ی بین اجسام یک مجموعه رو میتوان با تعریف معیاری از فاصله و یک مبدا مختصات کمی کرد . به همین طریق میتوان معیارهایی برای سنجش نور و حرارت تعریف کرد.

در بیشتر موارد ما یک کمیت متناسب تعریف میکنیم که مقدار ان داخل یک طیفی قرار میگیرد . سپس مقدار نسبت داده شده به یک نمونه را در طیف پیدا میکنیم . مثلا یک لیوان آب عدد ۴۰ درجه سنتی گراد را در طیف دما به خود میگیرد . حال این آب گرم است یا سرد ؟ این دیگر خوش تعریف نیست . میتوانیم بگوییم از آب جوش سردتر است و از یخ ، گرم تر .
 
الان مدتی است که دانشمندان علوم اجتماعی سعی در کمی کردن مفاهیم علوم انسانی دارند . مثلا کمیتی به اسم "ای کی یو" را برای هوش انسان تعریف میکنند . و به هر انسان یک عدد از طیف "ای کی یو" نسبت میدهند . آیا آدمی که "ای کی یو" او ۱۱۵ است باهوش است ؟ تا اینجا هوش تعریف شد نه باهوش تا خنگ بودن . با این تعریف آدمی با "ای کی یو" ۱۱۵ از آدمی با "ای کی یو" ۱۰۰ باهوش تر است و از آدمی با "ای کی یو" ۲۰۰ خنگ تر .
در ادامه میایند و یک جامعه ی آماری در نظر میگیرند و یک محاسبه ی آماری میکنند و تابع توزیع برای "ای کی یو" را میکشند که تابع توزیعی میشود با میانگین ۱۰۰ و پهنای ۱۵ . که یعنی در این جامعه هوش آدم ها ببین ۸۵ -۱۱۵ تغییر میکند و بیشتر آدم ها هوششان نزدیک به ۱۰۰ است .
 
 در کل بحث در مورد مسائل انسانی سخت است . چون اولا پیدا کردن معیار سنجش درست سخت است . آیا "ای کی یو" معیار درستی است ؟ دوما، جامعه ی آماری در نظر گرفته شده قسمتی از یک جامعه ی بزرگ تر را نشان میدهد . مثلا اگر این تست "ای کی یو" را در دانشگاه استنفورد بگیرند و میانگین هوش ۱۲۰ در بیاید ، یعنی بیشتر مردم هوششان در حد ۱۲۰ است . یا اگر در یک مدرسه ی معلولین ذهنی این تست را بگیرند، نتیجه میتواند برای کل انسان ها استفاده شود ؟
 
حال فرض کنید میخواهیم هرزگی را کمی کنیم . چه معیاری بگذاریم ؟ میتوانید هرزگی را تعریف کنید ؟ نه هرزگی هم مثل هوش کمیت خوش تعریفی نیست . اصولا برای تعریف کمیت هایی که خوش تعریف نیستند . فرایند معکوس میزنند بر میگردند به جامعه نگاه میکنند . یکسری معیار تعریف میکنند که با توجه به ان اکثریت جامعه در میانگین قرار بگیرند . یا به قولی آدم های معقولی به نظر بیایند .  یه جورایی نه هرزه نه بچه پیغمبر . ولی این جامعه ی آماری کدام است ؟ خانواده ی شما ؟ دوستان شما ؟ مردم شهر نشین ؟ مردم روستا نشین ؟ مردم کشور شما ؟ مردم خاورمیانه ؟ مردم اروپا ؟ مردم امریکا ؟ مردم آفریقا ؟ مردم کل زمین ؟ مردم تمام سیاره ها؟
 
حالا اگر این جامعه به اندازه ی کافی بزرگ تعریف شد ، و ما کمیتی رو تعریف کردیم که با توجه به ان بیشتر مردم دنیا آدم های معقولی به نظر بیایند ، میتوان با استفاده بر ان مانور داد ؟ یعنی اگر نتیجه یک تابع گوسی با میانگین ۵۰ در آمد ، میتوان به کسی که عدد هرزگیش ۱۰۰ شده گفت هرزه و کسی که عدد هرزگیش ۲۰ شده را به پیغمبری برگزید ؟
 
چرا در مورد چیزی که نمیدونیم و کسی هم درستش را نمیداند اینقدر مطمئن نظر میدیم؟ چرا بر اساس نظر بی اساس خودمون به هم انگ هرزه بودن میزنیم ؟ چرا برای تبلیغ نظریه ی بی اساس خودمان هوچی گری میکنیم و برای خودمان مرید و نوچه جمع میکنیم ؟ چرا آدم ها را به درست و غلط تقسیم میکنیم ؟ چرا آدم ها رو به راه نامعلوم خودمون هدایت میکنیم ؟ چرا اخه چرا ؟
 
راستی جامعه ی آماری شما برای بررسی هرزگی کدام است ؟
 
خانواده ی پدری شما که برایشان دختری که میخندد و رنگ شاد میپوشد ، هرزه است ؟
خانواده ی شما که برایشان دختری که پرده ی بکارت ندارد هرزه است ؟
دوستان نزدیک شما که برایشان پرده مهم نیست ، و کسانی که همزمان با چند نفر هستند هرزه اند ؟
برخی مشاوران اجتماعی که دوست شدن با یک آدم متاهل را هرزگی میدانند ؟
یک عده از روشنفکران که تنها احترام نگذاشتن به جسم را هرزگی میدانند ، کسی که برای سکس پول بگیرد، هرزه است ؟
کسانی که به سکس آزاد معتقدند ، و تنها معیار هرزگی را رو راست نبودن با شریک جنسی خود میدانند ؟
کسانی که در فیسبوک جمله ی "مرد باشی یا زن فرقی نمیکند اگر تن دادی ولی دل ندادی، هرزه ای" را شر میکنند ؟
چند تا دوست اروپایی که دارید، برای بررسیه آماریه هرزگی کافی اند ؟
آدم های مذهبی چطور ؟ جامعه ی مسلمون ها ، مسیحی ها ، یهودی ها، مورمون ها ، جامعه ها ی آماری درستی اند  ؟
شایدم که جامعه ی آماری شما تنها خودتان هستید ؟ و به تبع ان همفکران شما ؟
 
آزادی ، هرزگی ، معصومیت ،جامعه ی آماری ، پاسخ ها در کدام دالان و دست چه کسیست ؟
 
جواب این حقیر : تا الان، هیچ کجا و دست هیچکس.
این جمله رو هم همین جوری مینویسم،  واسه قشنگی :
زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد.