سلام ، اجازه بدید خودمون را معرفی کنم.   اخه اینجا قراره من ( مادر بچه ها )  و چهار دختره گلم ( شادی، هستی، رها و  مهشید)   با هم زندگی کنیم .  حقیقتش،  ما مدتیه که ساکن بلاد کفر شدیم .  دیگه خودتون باقیش رو بهتر میدونید ،  درد غربت آدم رو آواره ی دنیای مجازی میکنه . اولش برای وقت گذرونی  شروع  میکنی به  مهمونی رفتن و سر به این بلاگ و اون بلاگ زدن.  بعد یک هو جو گیر  میشی  و  توهم خلاقیت میزنی.  نتیجش میشه یک بلاگ جدید تو این دنیای بیکران مجازی،  که البته سندش ۶ دنگ میخوره به نام  اینجانب ، یعنی مادر بچه ها لبخند
 
 راستی از آقامون ، یعنی همون بابای بچه ها ، نگفتم !!!   بابای بچه ها  متاسفانه یک مرد بی مسولیت، بی عار ، بی غیرت  و الکی خوشه،  که  ذلیل مرده معلوم  نیست الان سرش به  کدوم آخور بنده  که الان من با چهار تا بچه قد و نیم قد  تو دیار غربت آواره ام .  به هر حال هر کی یک شانسی داره دیگه . 
 
اجازه بدید شما رو با بچه هام بیشتر آشنا کنم.
 
دختر اولم شادی. شاد ،  پر انرزهی ،  هیجانی و  عاشق  امتحان  کردن  چیز های  جدید. به نقل  از  دوستان و آشنایان، اخلاق و رفتارش کپ منه.  عاشق بحث کردن  در مورد  موضوعات  اجتماعی، حقوق کودکان و زنان.  یک نکته،  اگر میخواهید  تشریف  بیارید اینجا مهمونی، هند فری یادتون نره ، چون ایشون دائما   رو منبر تشریف داشته و  رو اعصاب این و اون  لکچر میدند.
 
دختر دومم،  هستی.  بی باک ، عاشق فلسفه و  شعر.  یک مدته نگرانشم،  این روزها اندکی غمگین ،  متفکر و دست به قلم  شده. از حال و روزش که میپرسم میگه : " سر رفته است حوصله ی سکوتم، ناگفته هایم کال کال سقط  میشوند "
 
دختر سومم، رها.  حقیقتش خودم هم خیلی اون رو نمیشناسم، امیدوارم که این بلاگ باعث  بشه  بهش نزدیک تر بشم و  بیشتر درکش کنم . فقط به طور کلی میتونم بگم  خیلی  رومانتیک و  لطیفه .  بر خلاف شادی و هستی دنبال آرامش و یک زندگی آرومه .  
 
ته تغاری ما هم مهشیده،   شلوغ ،  گستاخ و کمی بی ادب . به قول بچه ها  "بگو وحشید نه مهشید" .  متاسفانه الان بچه ها به اینترنت دسترسی دارند، و  تربیتشون  خیلی سخت شده. خلاصه مهشید خانوم  ما بیشتر  حاضر  جوابی های  پسرونه داره تا ناز و ادای دخترونه .
 
راستی اشتباه نشه، این بچه های من همون کودکان شیرین زبون درونم هستندا.  اخه پدر آمرزیده، تو این دوره زمونه کی چهار تا بچه داره که  من داشته باشم . 
از بدشانسی  روح من فرهنگ  "فرزند کمتر زندگی بهتر نداشته " ،  فعلا این چهار تا رو کشف کردیم، خدا آخر عاقبتمون رو به خیر کنه.
 " هه هه ، فک کن،  روحت چند تا دیگه کودک درون پس انداخته و  تو  بیخبری"  
 
خلاصه ما بر ان شدیم که این بلاگ را با همکاری این کودکان  درون عزیز  راه بیاندازیم، باشد که  بیشتر با نیازها و ابعاد روحی- روانی خویش آشنا شویم . البته اگر این وسط خودمون روانی نشیم
 
حالا انشالله کم کم ساختار بلاگ شکل میگیره و بیشتر با هم آشنا میشیم.
 
 
از طرف خودم و دخترهای گلم باید بگم ،  به جمع  ما خوش آمدید بغلخیال باطلقلبچشمک