گاهی انگشت به دهن میمونی از این همه رفتارهای جمعی که ناشی از اثرات محیطی است .  دیروز فراگیر شدن  جوک های  پ ن پ؛  امروز   آنتی  پ ن پ .  دیروز دهن به دهن گشتن  نوشته های شریعتی؛ امروز جوک ساختن از اونا . دیروز تیپ اتو کشیده و کت شلواری؛ امروز تیپ چروک و جین پاره پاره.  دیروز تی شرت  استرج، یک سایز کوچکتر؛ امروز تی شرت ول، سه سایز بزرگتر. دیروز شلوار  لوله تفنگی؛ امروز شلوار  پاچه گشاد .  دیروز محکم و قاطع حرف زدن؛ امروز شل و لاشی گپ زدن.  سی سال پیش انقلاب برای برقراری عدل اسلامی؛ الان حرکت های ضد اسلامی ، فرهنگ  فقط آریایی.  زمان انقلاب تعصب به بی نقص بودن فرهنگ خودی  و خار کردن فرهنگ  کشور های غربی ؛  الان خار  کردن فرهنگ خودی و بت کردن  فرهنگ کشور های غربی.  دیروز ریا و افتخار به روزه های مستحبی؛ امروز شجاعت و افتخار به روزه خواری .  دیروز  "های کلاس" ،  محترم  و عصا قورت داده ؛  امروز لات، راحت و ریلکس.   دیروز قتل به خاطر ناموس؛ امروز  شوخی-شوخی تعارف زدن  ناموس .
نمیدونم چقدر فرهنگ ما بین این فازهای کاملا متفاوت نوسان خواهد کرد، تا نقطه تعادلش را جایی بین این دو قطب پیدا کند. فقط احساس میکنم یک عروسک خیمه شب بازیم  که چهار پنج رشته نخ بهش وصله . فکر میکنم خودم تصمیم میگیرم  و حرکت میکنم، غافل از این که سر نخ ها دست یکی دیگه است!!! .
 
 "شادی"