و پرهیزگار بود، بی آنکه به پرهیزگاری معتقد باشد. این یه جمله از کتاب مادام بوواری بود. حالا نقل به مضمون. خیلی به دلم نشست. اونقدر که با اینکه خیلی وقته کتاب رو خوندم و حافظه ی درست درمونیم ندارم. مدام تو گوشم زنگ می زنه. میشه جملات مشابهی هم ساخت. مثلا،  و مهربان بود، بی آنکه تصمیم به مهربانی داشته باشد. یا صادق بود بی آنکه معتقد به راست گویی باشد. دلم زیبایی های بی دلیل می خواد. ذاتی نه آموزشی. نه برای اینکه پرهیزگار، مهربان و صادق به نظر برسی. نه برای اینکه پرهیزگاری، صداقت و مهربانی خوبند.  نه برای اینکه دنیا اینجوری بهتره. بدون فکر.  خود عمل باشه، نه عکس العمل.